نگاهی به مقدسات یارسان |

مقدمه
یکی از فرقه های فعال و پرجمعیت در ایران فرقه موسم به اهل حق می باشد.اهل حق را با نامهای دیگری همچون یارسان،یارستان و آئین یاری می خوانند.شعیان اینان را با نامهائی همچون علی اللهی و شیطان پرست و..... یاد می کنند که امروزه اکثر مردم اهل حق این نامها را تهمتی بیش به آئین و مسلک خود نمی دانند.
۱-تاریخچه:
الف:موسس
در اینکه این فرقه توسط چه کسی و در چه قرنی تاسیس گردیده نظریات متفاوت است اما آنچه که به عنوان نظریه صحیح می توان آن را پذیرفت این استکه موسس فرقه اهل حق شخصی به نام سلطان اسحاق فرزند شیخ عیسی برزنجه (سنی مذهب) است.سلطان اسحاق را با نامهای دیگری همچون سلطان طریق،شاه،سلطان صهاک و ......نامیده اند.او متولد کردستان عراق است
سلطان اسحاق بعد از فوت پدر با برادران خود درگیر می شود و به همین دلیل از کردستان عراق به سمت ایران فرار کرده و در روستای شیخان که هم اکنون از توابع استان کرمانشاه است سکنا می گزیند.
ب:بدعتهای مهم سلطان اسحاق
- بنای خاندانها
_ تأسیس جمخانه به جای مسجد برای انجام امور عبادی
_ روزه سه روزه
_ تعیین پیر و دلیل برای خاندانها
_ دستور سرسپاری (مراسمی برای پیوستن رسمی به فرقه اهل حق) به رؤسای خاندانها
_ دستور پرداخت نذر و نیاز
ج:خاندانهای اهل حق
سلطان اسحاق اهل حق را تاسیس و بنای 7خاندان را در اهل حق گذاشت.بعد از گذشت مدتها چهار خاندان دیگر هم به هفت خاندان اصلی اضافه و در زمره خاندانهای اهل حق قرار گرفت.ما خاندانهائی که توسط سلطان اسحاق بنا شده اند خاندانهای اولیه و خاندانهائی که بعدها به وجود آمده اند را خاندانهای ثانویه می نامیم.
خاندانهای اولیه عبارتند از:
خاندانهای ثانویه عبارتند از:
۲-اعتقادات
الف:توحید
گرچه مردم اهل حق به «علی اللهی» معروف هستند و برخی از خاندانها و سران آنها علی (ع) را خدا میدانند، ولی اشکالات شیعیان به این نظر باعث گردیده است برخی از مردم اهل حق این عقیده را رد کنند و توحید را به عنوان عقیده خود معرفی کنند.اما آنچه که در دفاتر و کتب مقدس آنها یافت می شود این استکه علی (ع)را به عنوان ذات خدا معرفی می کنند بیدن معنا که ذات خدا در علی(ع)حلول نموده است.
ب:نبوت و امامت:
در کتب و دفاتر اهل حق و در افواه مردم یارستان نام پیامبران و ائمه زیاد دیده و شنیده شده است.اما به طور خلاصه می توان گفت که مردم اهل حق اگر اعتقادی به ائمه هم دارد از باب دون رهبران ، پیران و مرشدان خودشان است.
ج:تناسخ
از جمله اعتقادات اهل حق، اعتقاد به تناسخ است.تناسخ عبارت است از انتقال نفس و روح پس از مرگ به جسمی از اجسام است و آن جسم چند چیز میتواند باشد: نبات، حیوان و یا انسان. تناسخ از این نظر فقط تحول و انتقال را در بردارد.[1]
اهل حق می گوید روح هر انسانی بعد از مرگش تا1001دون(روح) در جسمی دیگر حلول میکند و بعد از آن جاودانه میشود.در واقع اهل حق قائل به تناسخ محدود است که منجر به انکار مستقیم معاد نمی شود.
. امام رضا (ع) در جواب مأمون که سؤال از تناسخ کرده بود، فرمودند:
هر کس قائل به تناسخ شود به خدای بزرگ کفر ورزیده و بهشت و دوزخ را انکار نموده است».[2]
۳-اهل حق و فقه
الف:نماز و روزه
اهل حق نماز را قبول ندارند و بهانههای مختلفی برای فرار از انجام این فریضه الهی دارند. البته برخی از خاندانهای آنها همچون مشعشعی در سالهای اخیر اعلام نمودهاند که نماز را قبول دارند و مدعی هستند که نماز هم میخوانند.
اهل حق برای فرار از نماز جایگزینی به نام نیاز انتخاب نمودهاند و معتقدند که نیاز میتواند جایگزینی برای نماز باشد. نیاز، غذایی است که شب جمعه درجمخانه(مکانی که اهل حق به جای مسجد در آن عبادات خود را به جا می آورند) توزیع میگردد.(به نقل از جزوه اهل حق)
اهل حق به جای یکماه سه روز روزه می گیرند.اهل حق دو نوع روزه دارند10-روزه قولطاسی2-روزه مرنوی
زمان روزه ها هم به ماه شمسی در چله زمستان کردی قرار دارد.
۴-مقدسات اهل حق
الف:سبیل
یکی از مقدسات اهل حق، گذاشتن شارب بلند است موحد بشیری از مریدان اهلحق میگوید: برای هر فرد اهل حق واقعی، ضروری و واجب است که به احترام دستور، و برای شناسایی فرقه ازچیدن سبیل تحت هر عنوانی خودداری نمایند.[3]
ب:شیطان
عده ای مردم اهل حق شیطان را مقدس می شمارند و در مقابل کسانی که شیطان را لعن کنند موضعگیری میکنند اما عده ای دیگر شیطان را مانند شیعیان مطرود و رجیم می دانند و هیچگونه تقدسی برای آن قائل نیستند.
ج:سادات اهل حق
سادات اهل حق، سیّد هاشمی نیستند؛ بلکه از اولاد یکی از سران دودمانها میباشند.[4]اما در برخی مناطق به اشتباه رهبران و بزرگان اهل حق را سید هاشمنی می انگارند.
۵-منطقه شناسی اهل حق
اهل حق در ایران
جمعیت اهل حق به صورت اجمالی در استانهای کرمانشاه،لرستان،آذربایجان شرقی و غربی،تهران،مازندران،زنجان و همدان گسترده شده است اما بیشترین جمعیت اهل حق در استان کرمانشاه می باشد.
[1] . عقاید استدلالی، ص219.
[2] . وسائل الشیعه، ج 28، ص 341، ح 34909؛ بحار الانوار، ج4، ص320.
[3] . شناخت رهروان عشق علی، ص 230.
[4] . خاکسار و اهل حق، ص 145.
بالاخره بعد از گذشت سالها این بار مجرم به سزای اعمال خود رسید متاسفانه در چند سال اخیر با تساهل و تسامح خیلی از مجرمین در زندان مانده اند و از بیت المال ارتزاق می کنند اینبار یکی از مجمرمین و قاتلین قائله اوج تپه میاندو آب اعدام گردید تا درس عبرتی برای تمام فرق و مخصوصا اهل حق باشد که هیچگاه برای مسائل قانونی دست به شورش و سر صدا نزنند.
متاسفانه در سال ۱۳۸۳ عده ای از اهل حق های سرکش نیروی انتظامی به بهانه نصب تابلوهای مذهبی به مقر نیروی انتظامی حمله کرده و در جریان این حمله مسلحانه در صبحگاه مشترک نیروی انتظامی قاسم عبد الله زاده به فرمانده نیروی انتظامی و معاون وی حمله کرده و ایشان را از پای در می آورد.
بعد از این جریان درگیری ایشان ژا به فرار می گذارد که در تعقیب و گریز ژای ایشان تیر خورده و دستگیر می شود در همان سال حکم اعدام ایشان صادر گردید اما بنا به برخی مصالح غیر ضرور اعدام ایشان تا هم اکنون به تعویق افتاد ولی با جای شکرش باقی است که چند سال بیشتر در زندان نبودند و از اموال بیت المال استفاده نکردند.
در طول این سالها افراد مغرض با جوسازی هائی از قبیل اعتصاب غذا و .... سعی در آزاد نمودن ایشان داشتند اما با مقاومت قاضی محترم و دیگر مسئولین بالاخره راه برای مجازات مجرم باز شد و بعد از تائیدات نهائی حکم اعدام ایشان به سزای اعمال خود رسید.تا این کار مسئولین محترم درس عبرتی باشد برای سایر فرق که دست به خشونت بر علیه مسئولین و حتی دیگر افراد نزنند.قابل ذکر است در این درگیری ایشان چندین نفر از سربازان نیروی انتظامی را هم شهید و چند نفر دیگر را هم مجروح نمودند.
عده ای از سربازانی که توسط ایشان مجروح و شهید شدند از هم کیشان خودش بودند که همین امر سبب شد که رهبر و قدرت اول اهل حق منطقه آذربایجان شرقی و غربی بر علیه اینان موضع گیری کند و آنها را از فرقه بیرون رانده محسوب کند و مردم عوام را به آرامش دعوت کند.
گزارش های رسیده از منطقه آذربایجان نشان می دهد که این اعدام نه تنها بازتابی منفی نداشته است بلکه برخی از مردم متعصب اهل حق به خاطر کار زشت و غیر اخلاقی این فرد در شهادت جمعی از هم کیشان و جمعی از مسئولین نیروی انتظامی سرزنش می کنند و می گویند که خدا را شکر که به سزای اعمال خود رسید.
در جریان درگیری سه نفر از همراهان وی که از سران بودند ولی مباشر قاتل در قتل بوده اند به ۱۳ سال حبس محکوم شدند.
" خدایا از تو می خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کنی که در برابر هیچ چیز جز خدا تسلیم نشویم. دنیا ما را نفریبد، خودخواهی ما را کور نکند. سیاهی گناه و فساد و تهمت و دروغ وغیبت ، قلب های ما را تیره و تار ننماید...
بین زن و شوهر جز خدا هیچ کس نمی تواند قضاوت کند.
شاید این روزها همگی نامه نصر الدین حیدری را در موضوع عدم حمایت از کاندیدای خاصی شنیده و خوانده باشید اما آنچه که در وهله اول ممکن است به ذهن برسد این است که چطور نصر الدین حیدری بعد از سالها از شغل شریف تعیین تکلیف کردن برای مردم اهل حق کنار کشیده باشد؟طرح این سوال ما را به طرح مباحث و تحلیلهائی می برد که این مسئله را استراتژی نصر الدین حیدری در انتخابات جدید معرفی می نماید. لذا آنچه در اینجا مطرح است این استکه این رهبر اهل حق هیچگاه این فرصت را از دست نمی دهد. او با طرح این بحث که از کسی حمایت نمی کند این بار می خواهد دو کار انجام دهد:
اول اینکه فشار موجود از روی خود را بردارد. و دوم اینکه از افراد و جریانهای سیاسی پوئن و امتیاز بیشتری بگیرد و طبق معمول هیچگاه علنا اعلام نمی کند که من از فلان شخص حمایت کردم بلکه شب انتخابات دسته های سبیلو و نماینده های خود را روانه مناطق می کند و به صورت درگوشی حرف خود را به تمام مردم اهل حق می زند و آن کسی که بیشتر از همه امتیاز داده است و به عبارتی دین فروشی کرده است آن را جهت رای دادن معرفی می کند.
به عنوان مثال دوره قبل به علت خامی فلاحت پیشه و جویای کار بودن او بیشترین امتیاز را فلاحت پیشه به نصرالدین حیدری داد برای همین بود که در صحبتهای خود در پشت تریبون خطاب به رهبر اهل حق گفته بود ای سید و مولای دالاهو .......
آنچه که توسط برخی سیاسیون کرمانشاهی ممکن است پیروزی محسوب شود اما تحلیلی هم وجود دارد و آن اینکه این نامه نصرالدین حیدری معادله انتخابات را پیچیده تر می نماید.
به امید روزی که رهبران اهل حق و همه احزاب و طوایف و ایل ها مردم را رها کنند تا انتخابی آزادانه داشته باشند
امام صادق عليه السلام: كذب من زعم انه يعرفنا و هم متمسك بعروه غيرنا.
ترجمه: دروغ مي گويد آن كسي كه ادعا مي كند ما را مي شناسد و در عين حال به ريسمان ديگران چنگ زده باشد.
امام علي عليه السلام: اي شيعيان ما و اي گرد آمدگان به محور محبت ما دور باشيد از آنان كه افكار خودشان را به حساب دين مي گذارند.
امام باقر عليه السلام:شرقا و غربا لن تجدا علما صحيحا الا شيئا يخرج من عندنا اهل البيت.
ترجمه:اگر خودتان را به مشرق و مغرب بزنيد علم صحيح پيدا نمي كنيد مگر چيزي كه از پيش ما اهل بيت صادر شده باشد.
امام باقر عليه السلام: كسي كه تعليمات ديني خود را از افراد غير صادق دريافت كند خدا او را تا روز قيامت دچار آوارگي فكري مي كند(يعني اينكه هرگز از انحراف در امان نخواهد بود).
توضيح: مراد از صادق كسي است كه علوم و انديشه هاي او با دين سنخيتي ندارد مثل فتح الله جيحون آبادي معروف شده به نور علي الهي (رهبر يكي از جرياناهاي اهل حق) كه هيچ گاه حرف ها و تفكرات و انديشه اش با دين سنخيتي نداشته است.
چندي پيش يكي از برادارن اهل حق يارسان در سرپل ذهاب نامه اي به اين مضمون نوشت كه نصر الدين حيدري را از دخالت در تعيين افراد و نماينده ها بر حذر داشته بود و گفته شده بود كه بگذاريد مردم آزادانه راي خود را به صندوقها بياندازند هر چند كه پيروان آئين اهل حق از اين مساله و نامه بسيار ناخشنود بودند و حتي ايشان را هم تهديد به قتل نمودند ولي بالاخره بعد از سالها دخالت بي جاي رهبر اهل حق هاي منطقه دالاهو و سرپل ذهاب و ..... آخر ايشان از دخالت ظاهري در انتخابات كنار كشيده و طي نامه اي اعلام كرده است كه از هيچ كانديدائي در هيچ شهري حمايت نمي كند.متن نامه بدين شرح است:
بنام خدا
جامعه محترم و گرانقدر اهل حق
بدینوسیله ضمن دعوت شما عزیزان به شرکت پرشور در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی ، به اطلاع می رساند که اینجانب ضمن احترام به یکایک کاندیداها ، در هیچ حوزه انتخاباتی از کاندیدای خاصی حمایت نمی نمایم. مردم عزیز و شریف مراقب باشند که اشخاص فرصت طلب از نام اینجانب بر له یا علیه کاندیدایی سوء استفاده ننمایند مجدداً از تمامی مردم استدعا دارم که با حضور خود در حوزه های رأی گیری و شرکت فعالانه در انتخابات ، سیاستهای شوم دشمنان انقلاب اسلامی را خنثی نموده و گامی موثر در جهت استحکام جمهوری اسلامی ایران و پیشبرد اهداف آن بردارند . توفیق و سرافزاری عزیزان را از درگاه حق تعالی خواستارم.
16/12/86
صيد نصر الدین حیدری
يكي از انحرافات صوفيه در بحث ولايت است صوفيان ناصاف سمت امامت را يعني ولايت ائمه معصومين عليه السلام را ميان خود تقسيم كرده اند هم در عرصه نظري و توجيهات علمي و هم در عرصه عملي و عينيت زندگي شان در تاريخ.
ولايت را به دو قسمت تقسيم كردند:
۱- حكومت ظاهري:كه در قالب امپراتوري خلافتي و يا در شكل پادشاهي يك بخش از ممالك اسلامي به شاهان داده شد.
۲- حكومت باطني و معنوي:كه اين ولايت را به دامن سران صوفيه و اقطاب صوفيه ريخته اند.
البته اين دومي را ولايت ناميده اند
كه در علم منطق به آن نامگذاري قسيم به نام مقسم مي گويند.
در تاريخ مي بينيم كه اين دو جريان در واقع يك تعامل قوي با هم داشته اند البته اين تعامل نه از روي قرارداد است بلكه از تعاملي ماهوي است و نيازي به قرارداد شفاهي و يا كتبي ندارد.
اگر كسي سلطنت را از دست كسي گرفت و خودش را سلطان و رئيس خواند صوفيان همانطور كه ديگري را به رسميت مي شناسند اين شخص جديدي را هم به رسميت مي شناسند.(كما اينكه در زمان انقلاب و قبل از انقلاب اين مساله را به خوبي ديديم)
در واقع حاكم هر كس باشد براي آنها فرقي ندارد براي همين مي گويند: الحكم لمن غلب.
اما بايد اين را بدانيد كه تشيع و ائمه طاهرين هيچ گونه سنخيتي با اين تفكر انحرافي يعني تقسيم ولايت نداشته اند و در واقع بعد از جريان سقيفه بني ساعده اين مساله يعني تقسيم ولايت از سوي صوفيان مي تواند به عنوان سقيفه بني ساعده دوم از آن ياد شود.
البته اين مساله در ميان مردم اهل حق هم جا افتاده است و قائل به همين نظريه شده اند. روزي از يك اهل حق پرسيدم رهبر تو كيست؟ گفت:رهبر سياسي يا رهبر ديني؟ از اينجا معلوم مي شود اينها هم ولايت را به دو قسمت تقسيم كرده اند.
باز هم دست یکی دیگر از سایتهای اهل حق و گردانندگان آن با دروغ پردازی هایشان باز شد.
بعد از گذشت مدتها از نشر یک نامه جعل شده و منتسب به طرف دولت در یکی از سایتهای پرمدعای اهل حق پیگیر مساله شدم اما به نتیجه خاصی نرسیدم تا اینکه امروز داشتم بحثهای اهل حق را چک می کردم ناگهان به تصویر این نامه رسیدم که نکات جالبی برایم روشن شد و معلوم شد این نامه کاملا دست ساز و مونتاژ شده است.
اولین نکته ای که در این نامه باید به آن توجه کرد این است که بالای این نامه یک تمبر پستی خورده است و نشان می دهد که این سربرگ نامه نیست و از پشت یک پاکت پستی برای این تصویر استفاده شده است.
قسمت اول نامه

دومین نکته اینکه این نامه بدون مهر می باشد و فقط با یک امضا صادر شده است و با توجه به امنیتی بودن این نامه هیچ گونه مهری مبنی بر محرمانه بودن متن مشاهده نمی شود و جالب اینکه در نامه نوشته است که این نامه پیوست دارد در حالیکه با توجه به مضمون نامه این نامه هیچ گونه پیوستی ندارد.
اما نکته سوم و مهمتر از همه اینکه این نامه تشکیل شده است از سه بخش ابتدا سربرگ نامه است که روی آن یه تمبر پستی خورده است.
قسمت سوم نامه

متن نامه که در وسط قرار گرفته است و قسمت پایانی نامه که شماره نامه امضای مجهولی در آن می باشد. قسمت اول و سوم عکس می باشد و دو قسمت جدا می باشد اما قسمت متن این نامه الصاق شده است و جز این تصویر نیست و در واقع همان متن دست نویس است که برداران اهل حق با کم توجهی به این مساله آن را جعل نموده اند.
جالب است بدانید که برادران اهل حق خارج کشور و یا به قولی جنبش دموکراتیک یارسان اهل حق این نامه را به عنوان سند معتبري بر عليه جمهوري اسلامي منتشر نموده است.
متن نامه یا وسط نامه
احتراماً به پیوست تعهد نامه شماره 3780/1312 مورخه 29/6/1386 وزارت کشوردر خصوص تحرکات فرقه اهل حـق مبنی بر احداث بنای جمعخانه فاقد هر گونه وجه قـانـونی شرعـی بوده لـذا از هـر گونه معرفـی نامـه یـا مـکاتبه با ادارات وارگـانها جـداً خودداری کنید .جهت ملاحظه و دستور اقدام مقتضی ارسال می گردد.
آخرین مساله اینکه به تاریخ این نامه هم نگاهی بیاندازید. در سر برگ نامه مذکور یا همان قسمت اول نامه تاریخ ذکر شده است که شخص امضا کننده تاریخی دیگر را در ذیل نامه نوشته است. با توجه به شواهد ذکر شده معلوم می شود که این نامه کاملا ساختگی می باشد.
باز هم دست یکی دیگر از سایتهای اهل حق و گردانندگان آن با دروغ پردازی هایشان باز شد. بعد از گذشت مدتها از نشر یک نامه جعل شده و منتسب به طرف دولت در یکی از سایتهای پرمدعای اهل حق پیگیر مساله شدم اما به نتیجه خاصی نرسیدم تا اینکه امروز داشتم بحثهای اهل حق را چک می کردم ناگهان به تصویر این نامه رسیدم که نکات جالبی برایم روشن شد و معلوم شد این نامه کاملا دست ساز و مونتاژ شده است. اولین نکته ای که در این نامه باید به آن توجه کرد این است که بالای این نامه یک تمبر پستی خورده است و نشان می دهد که این سربرگ نامه نیست و از پشت یک پاکت پستی برای این تصویر استفاده شده است. دومین نکته اینکه این نامه بدون مهر می باشد و فقط با یک امضا صادر شده است و با توجه به امنیتی بودن این نامه هیچ گونه مهری مبنی بر محرمانه بودن متن مشاهده نمی شود و جالب اینکه در نامه نوشته است که این نامه پیوست دارد در حالیکه با توجه به مضمون نامه این نامه هیچ گونه پیوستی ندارد.
اما نکته سوم و مهمتر از همه اینکه این نامه تشکیل شده است از سه بخش ابتدا سربرگ نامه است که روی آن یه تمبر پستی خورده است.
متن نامه که در وسط قرار گرفته است و قسمت پایانی نامه که شماره نامه امضای مجهولی در آن می باشد. قسمت اول و سوم عکس می باشد و دو قسمت جدا می باشد اما قسمت متن این نامه الصاق شده است و جز این تصویر نیست و در واقع همان متن دست نویس است که برداران اهل حق با کم توجهی به این مساله آن را جعل نموده اند.
جالب است بدانید که برادران اهل حق خارج کشور و یا به قولی جنبش دموکراتیک یارسان اهل حق این نامه را به عنوان سند منتشر نموده است.
مريدان و هواردارن مكتب نور علي الهي در سال 1363 با مردم منطقه درگيري داشته كه منجر به كشته و زخمي و معلول شدن مردم منطقه هشتگرد شد است تصاوير حاضر تصاويري از درگيري سال 1363 در منطقه هشتگرد بين طرفداران مكتب نور علي الهي و مردم هشتگرد مي باشد.




نور علی الهی در جاهائی از کتاب خود ادعا می کند که نباید به دیگران توهین کرد و خودش را رهبر تمام با ادبان جهان معرفی می کند و می گوید که نباید کاری با کار دیگران داشت اما می بینیم که نور علی در جای جای صحبتهای خود به دیگران حمله کرده و آنها را مورد توهین هم قرار داده است.در جائی به سادات اهل حق و در جائی دیگر به شیعه و در جائی دیگر به پیامبران و .........
یکی از این موارد توهین به سه تن از خلفا است که در جای جای کتابش این مساله را می توانید به وضوح ببینید به عنوان مثال می توانید به گفتار ۱۴۲۸مراجعه نمائيد:
ابابکر هیچگاه با حضرت مولی مخالفتی نداشت
حتی چند مرتبه هم می خواست به نفع علی(زبونم لال یه سلام الله علیه می گفتی) استعفا بدهد عمر مانع شد ...... می توان گفت غاصب اصلی عمر بوده است اصلا ابابکر و عثمان در خواب هم نمی دیدند که خلیفه شوند زیرا بی عرضه تر از عثمان کسی دیگر نبود.
برادران اهل سنت/شیعه/مسیحیت/اهل حق واقعی هیچ گاه از گزند صحبتهای این فرد یعنی فتح الله جیحون آبادی مشهور شده به نور علی الهی در امان نبوده اند و هر کجا موقعیتی بوده است او به ادیان و مکاتب مختلف و عقاید آنها حمله نموده است و فقط ادعای احترام ادیان را مطرح نموده است اما در مرحله عمل می بینیم که جای هیچگونه دفاعی را از خود باقی نگذاشته است.
|
|
POWERED BY yarsan.blogfa.ir |
|