نگاهی به مقدسات یارسان |
بین زن و شوهر جز خدا هیچ کس نمی تواند قضاوت کند.
شاید این روزها همگی نامه نصر الدین حیدری را در موضوع عدم حمایت از کاندیدای خاصی شنیده و خوانده باشید اما آنچه که در وهله اول ممکن است به ذهن برسد این است که چطور نصر الدین حیدری بعد از سالها از شغل شریف تعیین تکلیف کردن برای مردم اهل حق کنار کشیده باشد؟طرح این سوال ما را به طرح مباحث و تحلیلهائی می برد که این مسئله را استراتژی نصر الدین حیدری در انتخابات جدید معرفی می نماید. لذا آنچه در اینجا مطرح است این استکه این رهبر اهل حق هیچگاه این فرصت را از دست نمی دهد. او با طرح این بحث که از کسی حمایت نمی کند این بار می خواهد دو کار انجام دهد:
اول اینکه فشار موجود از روی خود را بردارد. و دوم اینکه از افراد و جریانهای سیاسی پوئن و امتیاز بیشتری بگیرد و طبق معمول هیچگاه علنا اعلام نمی کند که من از فلان شخص حمایت کردم بلکه شب انتخابات دسته های سبیلو و نماینده های خود را روانه مناطق می کند و به صورت درگوشی حرف خود را به تمام مردم اهل حق می زند و آن کسی که بیشتر از همه امتیاز داده است و به عبارتی دین فروشی کرده است آن را جهت رای دادن معرفی می کند.
به عنوان مثال دوره قبل به علت خامی فلاحت پیشه و جویای کار بودن او بیشترین امتیاز را فلاحت پیشه به نصرالدین حیدری داد برای همین بود که در صحبتهای خود در پشت تریبون خطاب به رهبر اهل حق گفته بود ای سید و مولای دالاهو .......
آنچه که توسط برخی سیاسیون کرمانشاهی ممکن است پیروزی محسوب شود اما تحلیلی هم وجود دارد و آن اینکه این نامه نصرالدین حیدری معادله انتخابات را پیچیده تر می نماید.
به امید روزی که رهبران اهل حق و همه احزاب و طوایف و ایل ها مردم را رها کنند تا انتخابی آزادانه داشته باشند
امام صادق عليه السلام: كذب من زعم انه يعرفنا و هم متمسك بعروه غيرنا.
ترجمه: دروغ مي گويد آن كسي كه ادعا مي كند ما را مي شناسد و در عين حال به ريسمان ديگران چنگ زده باشد.
امام علي عليه السلام: اي شيعيان ما و اي گرد آمدگان به محور محبت ما دور باشيد از آنان كه افكار خودشان را به حساب دين مي گذارند.
امام باقر عليه السلام:شرقا و غربا لن تجدا علما صحيحا الا شيئا يخرج من عندنا اهل البيت.
ترجمه:اگر خودتان را به مشرق و مغرب بزنيد علم صحيح پيدا نمي كنيد مگر چيزي كه از پيش ما اهل بيت صادر شده باشد.
امام باقر عليه السلام: كسي كه تعليمات ديني خود را از افراد غير صادق دريافت كند خدا او را تا روز قيامت دچار آوارگي فكري مي كند(يعني اينكه هرگز از انحراف در امان نخواهد بود).
توضيح: مراد از صادق كسي است كه علوم و انديشه هاي او با دين سنخيتي ندارد مثل فتح الله جيحون آبادي معروف شده به نور علي الهي (رهبر يكي از جرياناهاي اهل حق) كه هيچ گاه حرف ها و تفكرات و انديشه اش با دين سنخيتي نداشته است.
چندي پيش يكي از برادارن اهل حق يارسان در سرپل ذهاب نامه اي به اين مضمون نوشت كه نصر الدين حيدري را از دخالت در تعيين افراد و نماينده ها بر حذر داشته بود و گفته شده بود كه بگذاريد مردم آزادانه راي خود را به صندوقها بياندازند هر چند كه پيروان آئين اهل حق از اين مساله و نامه بسيار ناخشنود بودند و حتي ايشان را هم تهديد به قتل نمودند ولي بالاخره بعد از سالها دخالت بي جاي رهبر اهل حق هاي منطقه دالاهو و سرپل ذهاب و ..... آخر ايشان از دخالت ظاهري در انتخابات كنار كشيده و طي نامه اي اعلام كرده است كه از هيچ كانديدائي در هيچ شهري حمايت نمي كند.متن نامه بدين شرح است:
بنام خدا
جامعه محترم و گرانقدر اهل حق
بدینوسیله ضمن دعوت شما عزیزان به شرکت پرشور در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی ، به اطلاع می رساند که اینجانب ضمن احترام به یکایک کاندیداها ، در هیچ حوزه انتخاباتی از کاندیدای خاصی حمایت نمی نمایم. مردم عزیز و شریف مراقب باشند که اشخاص فرصت طلب از نام اینجانب بر له یا علیه کاندیدایی سوء استفاده ننمایند مجدداً از تمامی مردم استدعا دارم که با حضور خود در حوزه های رأی گیری و شرکت فعالانه در انتخابات ، سیاستهای شوم دشمنان انقلاب اسلامی را خنثی نموده و گامی موثر در جهت استحکام جمهوری اسلامی ایران و پیشبرد اهداف آن بردارند . توفیق و سرافزاری عزیزان را از درگاه حق تعالی خواستارم.
16/12/86
صيد نصر الدین حیدری
يكي از انحرافات صوفيه در بحث ولايت است صوفيان ناصاف سمت امامت را يعني ولايت ائمه معصومين عليه السلام را ميان خود تقسيم كرده اند هم در عرصه نظري و توجيهات علمي و هم در عرصه عملي و عينيت زندگي شان در تاريخ.
ولايت را به دو قسمت تقسيم كردند:
۱- حكومت ظاهري:كه در قالب امپراتوري خلافتي و يا در شكل پادشاهي يك بخش از ممالك اسلامي به شاهان داده شد.
۲- حكومت باطني و معنوي:كه اين ولايت را به دامن سران صوفيه و اقطاب صوفيه ريخته اند.
البته اين دومي را ولايت ناميده اند
كه در علم منطق به آن نامگذاري قسيم به نام مقسم مي گويند.
در تاريخ مي بينيم كه اين دو جريان در واقع يك تعامل قوي با هم داشته اند البته اين تعامل نه از روي قرارداد است بلكه از تعاملي ماهوي است و نيازي به قرارداد شفاهي و يا كتبي ندارد.
اگر كسي سلطنت را از دست كسي گرفت و خودش را سلطان و رئيس خواند صوفيان همانطور كه ديگري را به رسميت مي شناسند اين شخص جديدي را هم به رسميت مي شناسند.(كما اينكه در زمان انقلاب و قبل از انقلاب اين مساله را به خوبي ديديم)
در واقع حاكم هر كس باشد براي آنها فرقي ندارد براي همين مي گويند: الحكم لمن غلب.
اما بايد اين را بدانيد كه تشيع و ائمه طاهرين هيچ گونه سنخيتي با اين تفكر انحرافي يعني تقسيم ولايت نداشته اند و در واقع بعد از جريان سقيفه بني ساعده اين مساله يعني تقسيم ولايت از سوي صوفيان مي تواند به عنوان سقيفه بني ساعده دوم از آن ياد شود.
البته اين مساله در ميان مردم اهل حق هم جا افتاده است و قائل به همين نظريه شده اند. روزي از يك اهل حق پرسيدم رهبر تو كيست؟ گفت:رهبر سياسي يا رهبر ديني؟ از اينجا معلوم مي شود اينها هم ولايت را به دو قسمت تقسيم كرده اند.
باز هم دست یکی دیگر از سایتهای اهل حق و گردانندگان آن با دروغ پردازی هایشان باز شد.
بعد از گذشت مدتها از نشر یک نامه جعل شده و منتسب به طرف دولت در یکی از سایتهای پرمدعای اهل حق پیگیر مساله شدم اما به نتیجه خاصی نرسیدم تا اینکه امروز داشتم بحثهای اهل حق را چک می کردم ناگهان به تصویر این نامه رسیدم که نکات جالبی برایم روشن شد و معلوم شد این نامه کاملا دست ساز و مونتاژ شده است.
اولین نکته ای که در این نامه باید به آن توجه کرد این است که بالای این نامه یک تمبر پستی خورده است و نشان می دهد که این سربرگ نامه نیست و از پشت یک پاکت پستی برای این تصویر استفاده شده است.
قسمت اول نامه

دومین نکته اینکه این نامه بدون مهر می باشد و فقط با یک امضا صادر شده است و با توجه به امنیتی بودن این نامه هیچ گونه مهری مبنی بر محرمانه بودن متن مشاهده نمی شود و جالب اینکه در نامه نوشته است که این نامه پیوست دارد در حالیکه با توجه به مضمون نامه این نامه هیچ گونه پیوستی ندارد.
اما نکته سوم و مهمتر از همه اینکه این نامه تشکیل شده است از سه بخش ابتدا سربرگ نامه است که روی آن یه تمبر پستی خورده است.
قسمت سوم نامه

متن نامه که در وسط قرار گرفته است و قسمت پایانی نامه که شماره نامه امضای مجهولی در آن می باشد. قسمت اول و سوم عکس می باشد و دو قسمت جدا می باشد اما قسمت متن این نامه الصاق شده است و جز این تصویر نیست و در واقع همان متن دست نویس است که برداران اهل حق با کم توجهی به این مساله آن را جعل نموده اند.
جالب است بدانید که برادران اهل حق خارج کشور و یا به قولی جنبش دموکراتیک یارسان اهل حق این نامه را به عنوان سند معتبري بر عليه جمهوري اسلامي منتشر نموده است.
متن نامه یا وسط نامه
احتراماً به پیوست تعهد نامه شماره 3780/1312 مورخه 29/6/1386 وزارت کشوردر خصوص تحرکات فرقه اهل حـق مبنی بر احداث بنای جمعخانه فاقد هر گونه وجه قـانـونی شرعـی بوده لـذا از هـر گونه معرفـی نامـه یـا مـکاتبه با ادارات وارگـانها جـداً خودداری کنید .جهت ملاحظه و دستور اقدام مقتضی ارسال می گردد.
آخرین مساله اینکه به تاریخ این نامه هم نگاهی بیاندازید. در سر برگ نامه مذکور یا همان قسمت اول نامه تاریخ ذکر شده است که شخص امضا کننده تاریخی دیگر را در ذیل نامه نوشته است. با توجه به شواهد ذکر شده معلوم می شود که این نامه کاملا ساختگی می باشد.
باز هم دست یکی دیگر از سایتهای اهل حق و گردانندگان آن با دروغ پردازی هایشان باز شد. بعد از گذشت مدتها از نشر یک نامه جعل شده و منتسب به طرف دولت در یکی از سایتهای پرمدعای اهل حق پیگیر مساله شدم اما به نتیجه خاصی نرسیدم تا اینکه امروز داشتم بحثهای اهل حق را چک می کردم ناگهان به تصویر این نامه رسیدم که نکات جالبی برایم روشن شد و معلوم شد این نامه کاملا دست ساز و مونتاژ شده است. اولین نکته ای که در این نامه باید به آن توجه کرد این است که بالای این نامه یک تمبر پستی خورده است و نشان می دهد که این سربرگ نامه نیست و از پشت یک پاکت پستی برای این تصویر استفاده شده است. دومین نکته اینکه این نامه بدون مهر می باشد و فقط با یک امضا صادر شده است و با توجه به امنیتی بودن این نامه هیچ گونه مهری مبنی بر محرمانه بودن متن مشاهده نمی شود و جالب اینکه در نامه نوشته است که این نامه پیوست دارد در حالیکه با توجه به مضمون نامه این نامه هیچ گونه پیوستی ندارد.
اما نکته سوم و مهمتر از همه اینکه این نامه تشکیل شده است از سه بخش ابتدا سربرگ نامه است که روی آن یه تمبر پستی خورده است.
متن نامه که در وسط قرار گرفته است و قسمت پایانی نامه که شماره نامه امضای مجهولی در آن می باشد. قسمت اول و سوم عکس می باشد و دو قسمت جدا می باشد اما قسمت متن این نامه الصاق شده است و جز این تصویر نیست و در واقع همان متن دست نویس است که برداران اهل حق با کم توجهی به این مساله آن را جعل نموده اند.
جالب است بدانید که برادران اهل حق خارج کشور و یا به قولی جنبش دموکراتیک یارسان اهل حق این نامه را به عنوان سند منتشر نموده است.
مريدان و هواردارن مكتب نور علي الهي در سال 1363 با مردم منطقه درگيري داشته كه منجر به كشته و زخمي و معلول شدن مردم منطقه هشتگرد شد است تصاوير حاضر تصاويري از درگيري سال 1363 در منطقه هشتگرد بين طرفداران مكتب نور علي الهي و مردم هشتگرد مي باشد.




نور علی الهی در جاهائی از کتاب خود ادعا می کند که نباید به دیگران توهین کرد و خودش را رهبر تمام با ادبان جهان معرفی می کند و می گوید که نباید کاری با کار دیگران داشت اما می بینیم که نور علی در جای جای صحبتهای خود به دیگران حمله کرده و آنها را مورد توهین هم قرار داده است.در جائی به سادات اهل حق و در جائی دیگر به شیعه و در جائی دیگر به پیامبران و .........
یکی از این موارد توهین به سه تن از خلفا است که در جای جای کتابش این مساله را می توانید به وضوح ببینید به عنوان مثال می توانید به گفتار ۱۴۲۸مراجعه نمائيد:
ابابکر هیچگاه با حضرت مولی مخالفتی نداشت
حتی چند مرتبه هم می خواست به نفع علی(زبونم لال یه سلام الله علیه می گفتی) استعفا بدهد عمر مانع شد ...... می توان گفت غاصب اصلی عمر بوده است اصلا ابابکر و عثمان در خواب هم نمی دیدند که خلیفه شوند زیرا بی عرضه تر از عثمان کسی دیگر نبود.
برادران اهل سنت/شیعه/مسیحیت/اهل حق واقعی هیچ گاه از گزند صحبتهای این فرد یعنی فتح الله جیحون آبادی مشهور شده به نور علی الهی در امان نبوده اند و هر کجا موقعیتی بوده است او به ادیان و مکاتب مختلف و عقاید آنها حمله نموده است و فقط ادعای احترام ادیان را مطرح نموده است اما در مرحله عمل می بینیم که جای هیچگونه دفاعی را از خود باقی نگذاشته است.
طبق آخرین اخبار از شهر هشتگرد خبر می رسد که فردی به نام شریعت که چند وقت پیش از قم تبعید گردیده و با نیروهای نظامی درگیر گشته است به شهر هشتگرد تبعید گردیده است مردم شهر هشتگرد از پذیرش این فرد ابا نموده اند اما طرفداران دکتر بهرام الهی رهبر جریان سیاسی مکتب در این شهر با آغوش گرم از این فرد که فردی سیاسی و ضد انقلاب بوده است پذیرائی کرده اند اطلاعات رسیده حاکی از آن است که این فرد در خیابان اصلی شهر هشتگرد موسوم به خیابان امام امت ساکن گردیده است و یکی از خانه های لوکس و تجملاتی دکتر بهرام در اختیار این فرد قرار گرفته است.
شنیده ها حاکی از آن است که شورای تامین از پذیرش این تبعیدی ابا نموده اند اما به انها این مساله از طرف مقامات بالا تحمیل گردیده است.
شریعت چند سال پیش با کشاندن اراذل و اوباش صوفی به قم و با وعده های دروغین آنها را تحریک به درگیری با نیروهای امنیتی نمود که در این قضیه دستگیر و تحویل مقامات قضائی شد.
امیدوارم مسئولین عواقب این تبعید را به شهر هشتگرد سنجیده باشند.
یا علی مددی

با نزديك شدن به ايام اربعين حسيني يكي از موضوعات نور علي الهي مورد نقد قرار مي گيرد كه در اين موضوعات نور علي الهي يا به عبارتي ديگر همان فتح الله جيحون آبادي ادعاي بزرگي را در مورد مراسمات و عزاداري ها مطرح مي كند.
مولف آثار الحق استاد فتح الله يكي از ادعاهايش اين است كه من شيعه هستم و بارها در كتاب خود و در صحبتهاي نور علي و مريدانش را شيعه معرفي مي كند حتي در برخي مواقع خود را شيعه واقعي مي داند.
اما متاسفانه با تمام ادعاهايش نسبت به اينكه خود را شيعه معرفي ميكند نه تنها شيعه نيست بلكه در برخي موارد دقيقا آب بر آسياب دشمنان شيعه ريخته و آنها را ياري مي كند كه از اين موارد در كتابها و جملات او كم نيست.
زير لواي اهل حق به اهل حق ضربه مي زند زير لواي شيعه به شيعه ضربه مي زد و ادعاي دين جديد مي كند و........
يكي از شعائر شيعيان حضرت علي عليه السلام برگزاري مراسمات عزاداري و پوشيدن لباس سياه براي حضرات معصومين عليهم السلام است اما متاسفانه نور علي الهي در مورد لباس سياه و عزاداري اينطور مي گويد:
رنگ مهم نيست ولي سالك احتياج به عزاداري ندارد اگر بپوشد نهي نشده يا در عزاداري عمومي بپوشد اشكالي ندارد ولي نه به قصد عزاداري.
آثارالحق ج ۲ صفحه ۳۹۹
بهتر است اگر كسي ادعاي شيعه بودن دارد سري هم به كتابهاي روائي شيعه زده باشد و اين آدرسها را خوانده باشد و بعدا ادعائي مطرح نمايد(وسائل الشيعه ج۳ صفحه ۲۳۸-اللهوف صفحه ۲۲۶-المحاسن برقي ج۲ صفحه۱۹۵-مقل ابي مخنف صفحه۲۲۲).![]()
در ادامه سلسله بحثهای تخصصی تناسخ به احادیث و سخنان نورانی ائمه علیهم السلام در رابطه و در رد تناسخ می رسیم
امیر المومنین علی علیه السلام می فرماید:
"لا عن قبیح یستطیعون انتقالا و لا فی حسن یستطیعون ازدیادا"
تناسخیان می گویند:انسان پس از مرگ به این جهان باز می گردد تا اعمال گذشته خود را جبران نماید و به گفته آنها نفس ناطقه خود را به کمال رسانند و جبران گذشته نماید اما حضرت مولی می فرماید:
"آنها نه می توانند کارهای بد خود را با دیگران جبران کنند و نه می توانند بر حسنات خود بیافزایند"
روزی زندیقی از امام صادق علیه السلام در مورد تناسخ ارواح و دلیلشان پرسید.حضرت علیه السلام فرمودند:
"ان اصحاب التناسخ قد خلفوا ورائهم منهاج الدین و زینوا لانفسهم الضلالات و امرجوا انفسهم فی الشهوات و زعموا ان السماء خاویه. ما فیها شی مما یوصف..........و انه لاجنه و لا نار و لا بعث و لا نشور و لا قیامه عندهم عند خروج الروح من قالبه و ولوجه فی قالب آخر"
"اصحاب تناسخ شاهراه دین را پشت سر انداخته و با گمراهیها نفس خویش زینت بخشیده و نفسهای خود را به چریدن در شهوات وا داشته اند و اعتقادات ایشان تا آنجا رسید که اساسا منکر بهشت و جهنم و قیامت شدند و قیامت را به گونه ای دیگر تاویل کردند در حقیقت قیامت نزد اینها همان خارج شدن روح از قالبش و داخل شدنش در قالب دیگری است."
ادامه دارد........

در برخی موارد خداوند برای برخی اعمال عنایتهای ویژه ای به انسان دارد از آن روزی که این سلسله مباحث نقد گفتارهای نور علی الهی یا همان فتح الله جیحون آبادی را شروع نموده ام احساس می کنم که خداوند عنایت ویژه ای به من دارد هم از نظر معنوی و هم از نظر مالی و........
برای همین از آن روز تصمیم جدی گرفتم که این کار را به اتمام برسانم چرا که این کار مرضی خداوند است و ممکن است عده ای بی گناه از این منجلاب (جریان مکتب استاد الهی) بیرون بیایند و به راه راست هدایت شوند.(ان شاء الله)
هم اکنون نظر شما را به گفتار ۱۸۰۹ جلب می نمایم:
یک شب زمستان پدرم درویشهایش را هر یک بدون لباس
در یک اتاق بدون بخاری فرستاد و فرمود: "بایستی در فلان موضوع تصمیم بگیرید".
مرتبا به آنها سرکشی می فرمودند و اگر یکیشان خواب می ماند و یا توجه نداشت:با شلاق
به جانش می افتاد از ترس جانشان توجه پیدا می کردند و نتیجه می گرفتند.
آثار الحق صفحه ۵۷۱
سوال:
مگر انسان چهار پا است که عده ای گمان می کنند با چوب و شلاق باید آنها را متوجه کنند و به زور به نتیجه برسانند. این شخص یعنی نور علی الهیمی گوید که دین همین چیزی است که من در برهان الحق و آثار الحق گفته ام کجای این حرفها دین است اینها که اراجیفی بیش نیستند.
امیدوارم دوستان مکتبی از این جملات برسند به اینکه چه کسانی را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده اند؟
اخيرا در شهرستان هشتگرد شنيده شده است كه برخي از نمايندگان به اصطلاح اصولگرا از روش حشمت الله فلاحت پيشه(عضو كميسيون امنيت ملي مجلس) استفاده كرده اند و با روي آوردن به سوي فرقه هاي انحرافي سعي در جمع كردن آراء به نفع خود هستند.
اين فرد كه محمد حسين نژاد فلاح نام دارد.او در دوره هاي پيشين هم نماينده مردم هشتگرد بوده است.اين شخصيت متاسفانه برادر چهار شهيد است و با اين رويكرد خود دل مردم هشتگرد را نيز آزرده است.
قابل ذكر است كه در جريان انتخابات شوراها همين فرد يعني محمد حسين نژاد فلاح در يك جلسه به حمايت از اعضاي جريانها انحرافي اهل حق و مكتب پرداخته است.
اميدواريم اين نماينده اصولگرا دست از اين كار خود برداشته، چرا كه هر كس با اين جريانات و به نفع اين جريانات انحرافي وارد ميدان شده است قيامتي بس سخت در انتظار دارد.
از اين رو تصميم گرفتم كه نامه اي براي اين نماينده مردم هشتگرد تنظيم نموده و ارسال نمايم تا شايد ايشان را از اين كارها متنبه كنم. از دوستاني كه تمايل دارند براي اين نماينده نامه اي ارسال گردد خواهشمندم كه اسم خود را در قسمت نظرات اين پست (حتي اگر به صورت اشاره باشد مشكلي ندارد) بنويسند. تا در صورت لزوم در زير نامه نوشته شود.
|
|
POWERED BY yarsan.blogfa.ir |
|