نگاهی به مقدسات یارسان |
يكي از انحرافات صوفيه در بحث ولايت است صوفيان ناصاف سمت امامت را يعني ولايت ائمه معصومين عليه السلام را ميان خود تقسيم كرده اند هم در عرصه نظري و توجيهات علمي و هم در عرصه عملي و عينيت زندگي شان در تاريخ.
ولايت را به دو قسمت تقسيم كردند:
۱- حكومت ظاهري:كه در قالب امپراتوري خلافتي و يا در شكل پادشاهي يك بخش از ممالك اسلامي به شاهان داده شد.
۲- حكومت باطني و معنوي:كه اين ولايت را به دامن سران صوفيه و اقطاب صوفيه ريخته اند.
البته اين دومي را ولايت ناميده اند
كه در علم منطق به آن نامگذاري قسيم به نام مقسم مي گويند.
در تاريخ مي بينيم كه اين دو جريان در واقع يك تعامل قوي با هم داشته اند البته اين تعامل نه از روي قرارداد است بلكه از تعاملي ماهوي است و نيازي به قرارداد شفاهي و يا كتبي ندارد.
اگر كسي سلطنت را از دست كسي گرفت و خودش را سلطان و رئيس خواند صوفيان همانطور كه ديگري را به رسميت مي شناسند اين شخص جديدي را هم به رسميت مي شناسند.(كما اينكه در زمان انقلاب و قبل از انقلاب اين مساله را به خوبي ديديم)
در واقع حاكم هر كس باشد براي آنها فرقي ندارد براي همين مي گويند: الحكم لمن غلب.
اما بايد اين را بدانيد كه تشيع و ائمه طاهرين هيچ گونه سنخيتي با اين تفكر انحرافي يعني تقسيم ولايت نداشته اند و در واقع بعد از جريان سقيفه بني ساعده اين مساله يعني تقسيم ولايت از سوي صوفيان مي تواند به عنوان سقيفه بني ساعده دوم از آن ياد شود.
البته اين مساله در ميان مردم اهل حق هم جا افتاده است و قائل به همين نظريه شده اند. روزي از يك اهل حق پرسيدم رهبر تو كيست؟ گفت:رهبر سياسي يا رهبر ديني؟ از اينجا معلوم مي شود اينها هم ولايت را به دو قسمت تقسيم كرده اند.
|
|
POWERED BY yarsan.blogfa.ir |
|